خرید بک لینک
نمیدونم این خونه چه ارامشی داره که منو انقدر زمین گیرش کرده..همیشه توی اوج بی پناهیم از بچگیم بگیر تا الان پناه گاهم بوده..ادماش پناهگاهم بودن..با اینکه الان مامانی اینا رفتن شمال اما من اینجا پناه گرفتم..انگار بهم اون ارامش و دارن تزریق میکنن..انگار دارن دوباره به خدا نزدیکم میکنن....اینجا از تنهایی و از هیچی نمیترسم..وقتی 4 صبح ناخودگاه بلند میشی برای نماز..وقتی صدای دسته امام حسین میاد..وقتی قلبم میلرزه..انگار خدا داره احیام میکنه..دیشب خوابام خیلی پریشون بود ..میخواستم وسط خواب داد بزنم دست از سرم بردارین..مگه رفتن نمیخواستین؟؟رفتم دیگه...اما توی همون

برچسب: نویسنده: مهران باقریان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 9:23

همیشه فکر میکردم اولین تجربه اتاق عملم برمیگرده به اوردن یک نی نی توپول...

اما الان تمام اون تصورات و از بین بردن..

نمیدونم میترسم یا نه..

چون اصلا نمیترسم...

فقط دلم تنگ یکیه که میخوام پیشم باشه...

میخوام با نگاهش ارامش و بهم بده..

میدونم مامانم چقدر استرس داره..و میدونم چقدر خسته شده..

خدایا هوامو داشته باش..هوای تمام کسایی که دوسشون دارمو...

خدایا؟؟؟منم یک مامان خوب بکن...یکی که شایسته اسم مادری باشم

برچسب: نویسنده: مهران باقریان تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 15:31

بعضی وقتا انگار نباید هیچ خاطره ای باشه... بعضی وقتا انگار نباید هیچ عکسی از خاطره ای باشه... بعضی وقتا انگار نباید هیچ بزرگ شدنی باشه... بعضی وقتا انگار خودتم نباید باشی... بعضی وقتا انگار تنها ترین ادم دنیایی... بعضی وقتا انگار باید از همه چیز و همه کس متنفر باشی... بعضی وقتا نباید به هیچکس نزدیک شد... ای وای از این بعضی وقتا... تموم این بعضی وقتاس که دلتو پر از غصه میکنه....انگار باید بترسی از تمام لحظه هایی که شاید محو بشن توی این زندگی مه الود...

برچسب: زندگی مه آلود پریا,زندگی مه آلود, نویسنده: مهران باقریان تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 15:30

گاهی ادما فکر میکنن توی این دنیا انقدر تغییر کردن که هیچ چیز قابل جبرانی وجود نداره... گاهی انقدر زمان زود میگذره که تو نمیدونی اصلا از این دنیا چی میخواستی.. وقتی میبینی دیگه مثل سابق خیلی چیزا خوش حالت نمیکنه .. وقتی یک بستنی یا یک غذای خوشمزه به وجدم نمیاره یعنی دارن ار خودم دور میشم... وقتی دارم دست و پا میزنم که یک چیزی پیدا کنم که برای چند دقیقه حال و هوامو عوض کنه یعنی خیلی دورم.. دورم از خودم..از فکرم ...از اطرافیانم.. تمام اینا خسته ام میکنه..خسته از تظاهر..خسته از خوب نشون دادن. خوب نشون دادنی که من نیستم...ادمی که من نیستم..کسی که دیگه نمیدونه اصلا از

برچسب: تغییر رمز جیمیل,تغییر رمز وای فای,تغییر جنسیت,تغییر,تغییر آی پی,تغییر پسورد جیمیل,تغییر رمز مودم,تغییر رنگ چشم,تغییر سایز عکس,تغییر رمز فیس بوک, نویسنده: مهران باقریان تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 15:30

گاهی به یک نقطه توی وجود هر ادمی میرسیم... یک نقطه تاریک... یک نقطه عطف... نقطه وجودی من چیزی که برای خودمم ناشناختس .. همیشه یک قسمت از وجودم مجهول بوده... یک قسمت از وجودم سکوت بوده ..یک قسمت از وجودم اعتراف بوده . اما اون نقطه عطف وجودی من حتی میترسه از اعتراف به خودش .. گاهی با تموم افرادی که دوسشون دارم ..یک قسمت از وجودمو به هیچکس نشون ندادم .. انگار باید باشه برای خودم...برای نشون دادن یک داشته از زندگیم.. انگار ته ته هر ماجرایی ما باهم تنها میشیم

برچسب: عطف به ما سبق,عطف,عطف البيان,عطف النسق,عطف بيان,عطف به نامه,عطفا على,عطف الخاص على العام,عطف به ماسبق یعنی چه,عطف کتاب, نویسنده: مهران باقریان تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 15:29

صفحه بندی